|

سوسیالیسم
«سوسیالیسم به سیستمی اقتصادی اطلاق میشود كه در آن مالكیت منابع طبیعی و ابزارهای تولید كالا و خدمات همگانی است. اقتصاد سوسیالیستی در شكل ایدهآل خود، درست نقطهنظر مقابل سرمایهداری است. به عبارت دیگر در چنین سیستمی، كارگران و یا نمایندگان آنها در مورد چگونگی تولید و توزیع كالا تصمیم میگیرند و یا اغلب خود دولت، به نام تودههای مردم، در این موارد تصمیمگیری میكند. مهمترین عامل جذابیت چنین سیستمی نزد مردم، به ویژه طبقه متوسط و كارگر، «برابری» است.» «مفهوم كمونیسم به معنی مالكیت همگانی بر همه داراییها است. این مفهوم دلالت بر نظریه یا عمل آن دسته از مصلحان اجتماعی دارد كه از «زندگی در حالت اشتراكی، دفاع كردهاند. به عقیده آنها هیچ گونه قید و بندی از لحاظ نظارت سلسله مراتب اجتماعی وجود ندارد و بهرهمندی از مالكیت، وسایل تفریح و برای كل جامعه و برگزیدگان «اشتراكی» است».
در گرایش سوسیالیسم این نكته مورد توجه قرار میگیرد كه ترقی جامعه و پیدایی جهانی پر از عدل و داد، جز با انجام عمل جمعی و ارادی، تحققپذیر نیست. در این معنی، سوسیالیسم به معنای آگاهی از این واقعیت است كه صورت اقتصادی و اجتماعی، دیگر، تابع نیروهای طبیعی نیست؛ بلكه میتواند و باید توسط فرد انسانی مورد كنترل و هدایت قرار گیرد.
خاستگاه تفکر
تفكر سوسیالیستی در بسیاری از پیشگامان جامعهشناسی وجود داشته است؛ اما این كلمه در ربع دوم قرن 19 در انگلستان و فرانسه برای مشخص كردن جریانی كه در نتیجه انقلاب صنعتی، سیاسی و اقتصادی به وجود آمده بود، به كار رفت. مكتب «روبرت اون» از شروعكنندگان عمده سوسیالیسم در انگلستان، اصطلاح آن را تكوین كرده است. در سال 1842 روبرت اون رسالهای با عنوان «سوسیالیسم چیست» منتشر ساخت و با انتشار این رساله، اصطلاح سوسیالیسم، معروف و مشهور گردید. اما كاربرد این واژه در فرانسه اولین بار در سال 1827، در روزنامه «دوگلاب» به چشم میخورد. این روزنامه به سردبیری شاگردان هانری دوسن سیمون(1825-1760) اداره میشد. «در مقالهای در سال 1827 این روزنامه، چنین جملهای آمده بود: ما قصد فداكاری نداریم، اثر شخصیت بر سوسیالیسم كمتر از تأثیر سوسیالیسم بر شخصیت نیست.» در این مفهوم به جای تأكید گذاردن بر فرد، بر جامعه اهمیت داده میشود؛ لذا سن سیمون را میتوان، یكی از پیشگامان سوسیالیسم فرانسه دانست.
تا پیش از قرن بیستم مفهوم سوسیالیسم بیشتر یك رؤیا بود تا واقعیت. اما در حدود نیم قرن گذشته حكومتهایی با كمونیسم پیوند خورد و شوروی سابق، چین و دیگر كشورهای كمونیستی خود را جمهوری سوسیالیستی نام نهادند. در نزد برخی سوسیالیستهای آمریكایی، ظهور دولتهای دیكتاتوری كمونیستی با اقتصاد طراحی شده، باعث تحریف معنای سوسیالیسم میشود؛ زیرا این دولتها عملاً به مردم اجازه ندادند تا كنترل اقتصادی را كه به لحاظ نظری مالك آن بودند به دست گیرند. «برخی دیگر از حكومتهای مدعی سوسیالیسم نیز در وحشیانهترین رویدادهای تاریخ قرن بیستم دخالت داشتهاند؛ مثل كشتارها و تبعیدهای جمعی دوران حكومت استالین در شوروی. برخی از كشورهای سوسیالیستی جهان سوم نیز در پیشبرد رفاه اجتماعی و اقتصادی شهروندانشان، نسبت به همتایان غیر سوسیالیست خود، كارآمدتر بودند؛ مانند كوبا كه با استانداردهای بالاتری در زمینه سواد، آموزش عمومی، مراقبت بهداشتی و خدمات، نسبت به كشورهای غیر سوسیالیست همتای خود در آمریكای جنوبی دارد».
ویژگیهای اقتصاد سوسیالیستی
«اقتصاد سوسیالیستی» دارای سه ویژگی اصلی است:
1. مالكیت همگانی بر دارایی: اقتصادی سوسیالیستی به شمار میآید كه حق مالكیت بر دارایی، به ویژه داراییهایی كه از آن برای تولید كالا و خدمات استفاده میشود را محدود كرده باشند. قوانین ممنوعیت مالیكت دارایی به نحوی طراحی میشوند كه همگان بتواند صاحب خانه شوند و به كالاهای مورد نیاز دسترسی داشته باشند. كارل ماركس(1818-1883) بر این باور بود كه مالكیت خصوصی بر ابزار تولید سبب پدید آمدن برگزیدگان اقتصادی و تشدید طبقات اجتماعی است از این رو سوسیالیسم در جستجوی كاهش نابرابری اقتصادی و رسیدن به جامعه بی طبقه است.
2. تعقیب اهداف جمعی: تعقیب خواستههای فردی به ویژه كسب سود بیشتر، برخلاف روح جمعی است كه سوسیالیسم به دنبال آن است. ارزشها و هنجارهای سوسیالیستی آنچه را كه سرمایهداری، «روح كارآفرینی» میخواند، محكوم میكند و به همین دلیل تجارت خصوصی از زمره اعمال «بازار سیاه» به شمار میآید.
3. كنترل اقتصادی از سوی حكومت: سوسیالیسم این ایده كه اقتصاد بازار آزاد از خود مراقبت میكند و باعث رشد اقتصادی میشود، را مردود میشمرد. در عوض، به جای رهیافت رها كردن بازار به حال خود، حكومتهای سوسیالیستی، طراحی، نظارت و كنترل اقتصادی را در دست خود میگیرند. سوسیالیسم این ایده را نیز مردود میشمرد كه سرمایهداران كالاهایی را تولید میكنند كه مورد نیاز مصرفكنندگان است؛ در نظام سرمایهداری مصرفكنندگان از اطلاعات ضروری برای ارزیابی تولیدات مصرفی بیبهرهاند و در دام تبلیغاتی اسیر میشوند كه سرمایهداران بر سر آنها گستردهاند. از این رو در كشورهای سوسیالیستی تبلیغات نقشی ناچیز ایفا میكند».
چه گوارا و سوسياليسم
( نقل قول از سخنان چه درباره سوسیالیسم )
«ما با چشم انداز كمونيسم پا به عرصه نگذاشتيم كه همه چيز را از اول مشخص كرده باشيم. اين حقايق سوسياليسم و برخي حقايق خام درباره امپرياليسم ما را به سوي سوسياليسم راهنمايي مي كند.»
«در نظر ما هیچ تعریفی از سوسیالیسم به جز محو استعمار از انسان معتبر نیست.»
«سوسیالیسم بدون تغییر در ذهنیت مردم خلق نمی شود، بلکه با گرايش برادرانه در جامعه انساني شكل مي گيرد و هم در سطح فرد و هم در سطح جامعه اي كه سوسياليسم در آن بنا مي شود يا بنا شده است و در مقياس جهاني با همه كساني كه از ستم امپرياليسم رنج مي برند.»
«سوسیالیسم نه می تواند کلیشه ای باشد و نه تقلیدی، بلکه سوسیالیسم آفرینشی قهرمانانه است.»
«سوسیالیسم دیدگاه مادی ندارد و نمی تواند داشته باشد، زیرا سوسیالیسم راستین خود به منزله نفی ماتریالیسم است.»
«هدف مرکزی یک جامعه نوین سوسیالیستی خلق انسان هایی نوین است، انسان هايي مسوول و متعهد، با اخلاق و با فرهنگ و بالا ترين ارزش هايي كه يك انسان مي تواند بدست آورد. انسان هايي وطن پرست و در عين حال حساس نسبت به مردم تمام جهان.»
«ما برای برپائی جامعه و جهانی مبارزه می کنیم که در آن: دولت، مالکیت خصوصی، طبقات، داد و ستد، بازار، پول، قانون ارزش و جدائی انسانها از محصول کار محو می گردد. کار داوطلبانه می شود. تولید یا هرگونه فعالیت جمعی انسانها در راستای پاسخ به نیازهای رفاه و رشد آزادانه بشر سازمان می یابد. برابری کامل زن و مرد محقق می گردد و به هر نوع تبعیض جنسی، ملی و نژادی و.... پایان داده می شود.»
«در کارگران پیشرو تواضع بیش از حد مزیت نیست بلکه نوعی عیب و شکست به حساب می آید. کارگر آگاه و پیشرو باید الگو باشد و این الگو را زنده و ملموس به رخ همه بکشد و تبلیغ کند. باید شور و اشتیاق خود را به همه منتقل کند و همه رفقای دیگر آن را سر مشق خود قرار دهند و تلاش های او بایستی به تلاش جمعی و متحد همه کارگران تبدیل شود کارگر آگاه باید مراقب باشد که ضمن افزایش بازدهی و کارایی، آگاهي مردم را هم تعميق بخشد تا همراه با تقويت نياز هاي مادي بناي سوسياليسم، قدرت شكست ناپذير آگاهي دختران و پسران مملكت تثبيت شود كه در لحظات دشوار بايد از ميهن دفاع كنند.»
مقاله اي از چه گوارا پيرامون انسان و سوسياليزم در كوبا. چه گوارا معتقد بود : انسان از ديدگاه سوسياليزم آزاد بوده و از هر گونه بندگي مبرا ميباشد و ميپنداشت كمالات انسان بالاتر از آنست كه انسان ناگزير به توليد باشد . وي آموزش انسان نوين و توسعه تكنولوژي را به عنوان دو ستون اصلي ساختمان سوسياليزم ميدانست كه بايد در هر دو مورد ، كارهاي اساسي صورت گيرد .چه گوارا در بخشی از مقاله خود، كشور كوبا و رهبري آنرا بعنوان يك الگو معرفي ميكند و معتقد است كه روحيه انقلابي بايد همواره مورد صيقل قرار گيرد . فيدل كاسترو در سخنراني خود كه در سال 1987 برگزار شد، از چه گوارا تمجيدنموده و از او بعنوان سمبل برتر ، و كمونيست برتر نام ميبرد و از همه مردم خواست كه او را سرمشق خود قرار دهند زيرا او مرد انديشه و عمل بود و انساني نوين در سوسياليسم. كاسترو در بخش ديگري از سخنان خود ، به تبيين پروسه تصحيح ميپردازد و از آن بعنوان راه حل هاي جديد براي مسائل كهنه ياد مي كند و تكيه نمودن به ايمان انساني را ، رمز موفقيت و ارائه راه معرفي مينمايد، وي در پايان سخنراني خود تاكيد مي كند كه فقط كمونيست و سوسیالیست است كه قادر به ساختن انسانهائي چون چه گوارا ميباشد . با توجه به فروپاشي كمونيست جهاني و اصول آن ، و تاكيد چه گوارا و كاسترو براهميت سوسياليست وادامه راه ، و چاپ اين مقاله در زماني فعلي خالي از دقت نيست ، و به زنده بودن سوسياليسم تاكيد مي كند .
انسان و سوسياليسم در کوبا : چه گوارا
جنبش سوسياليستی : آنتونيو گرامشي
برنامه انتقالي براي انقلاب سوسياليستي : لئون تروتسكي
جنبش جوانان : مائو تسه دون
ایران و سوسیالیسم
فعالیتهای سوسیال دموکراتیک و کمونیستی در ایران از همان دوران انقلاب مشروطیت آغاز شد و در جریان مبارزه به تشکیل گروههای سوسیال دموکرات ( که تحت تاثیر انقلاب 1905 روسیه بودند ) با برنامه ای بورژوا – دموکراتیک منجر شد . با وجود دستاوردهای مثبت سوسیال دموکراتها در انقلاب مشروطیت و قیامهای متعاقب آن ، اما بدلیل عدم تکامل طبقه کارگر و ناتوانی از شناخت خصوصیات امپریالیسم و عوامل متعدد دیگر ، از ایفای نقش تاریخی خود بازماندند و شکست انقلاب مشروطیت مستولی شدن یک دوران رکود تا تشکیل حزب عدالت و سپس تاسیس حزب کمونیست ، فعالیتهای موثر سوسیال دموکراتیک در ایران را با رکود توام شد .
جنبش کمونیستی کارگری روسیه نقش مهمی در شکلگیری آگاهی کمونیستی و سوسیال دموکراتیک در جنبش کارگری ایران داشت . شکلگیری اولین هسته های سوسیال دموکراتیک در بین کارگران مهاجر و گسترش آن در ایران مباحثات و اختلاف نظرات جنبش سوسیال دموکراسی روسیه را در خود منعکس کرده و این پیوند سالهای متمادی در حیات جنبش کمونیستی ایران نقش ایفا کرده است . اولین اختلاف نظر استراتژیک حول انقلاب ایران انعکاسی از مواضع بلشویکها و منشویکها در روسیه بود .
1- ضبط کلیه اراضی ، دولتی یا فئودالها و مالکان ارضی ، تقسیم آن میان زارعین ، آزادی مطبوعات ، گفتار مجامع ، اشخاص ، احزاب ، اعتصابات ، تشکل ، تعلیمات عمومی اجتماعی ، تغییر سیستم مالیاتی ، مالیاتهای تصاعدی بر ثروت ، حق انتخابات عمومی با رای مساوی ، مخفی مستقیم و سایر خواستهای بورژوا – دموکراتیک اولین برنامه سوسیال دموکراسی برای انقلاب ایران بود .
2- تکامل گروه های سوسیال دموکرات منجر به تشکیل حزب عدالت شد و بموازات تکامل مبارزه طبقاتی در روسیه و پیروزی انقلاب اکتبر حزب عدالت به حزب کمونیست ایران تکامل یافت . حزب کمونیست ایران محصول تجزیه و ترکیب و تکامل گروه های سوسیال دموکرات در دو جهت سوسیال دموکراسی و کمونیستی ، بعبارت دیگر منشویسم و بلشویسم بود ( رجوع شود به جلسه 30 تن از سوسیال دموکراتهای تبریز و اختلاف بر سر شرایط عینی انقلاب )
3- در نتیجه جنگ و پیروزی انقلاب اکتبر در روسیه ، فرار و یا محدودیت ملاکین و سرمایه داران بزرگ ، کمیابی کالاها ، فعالیت مجدد صنایع کوچک داخلی را گسترش داد و صنایع ملی در پاسخ به نیازمندیهای داخلی انکشاف یافتند . در نتیجه تحکیم موقعیت بورژوازی داخلی و طبقه کارگر ، مبارزه بر ضد استعمار خارجی و علیه اشرافیت فئودال جان تازه ای گرفت ، تحت تاثیر انقلاب اکتبر ، موجهای جدید قیام از جمله به تشکیل دولت ائتلافی ( شورایی ) گیلان منجر شد .
4- موضع نسبت به ائتلاف رضا خان سید ضیأ ، هم در حزب کمونیست اتحاد شوروی که وقایع ایران را دنبال می کرد و هم در اولین کنگره حزب کمونیست ایران و در فاصله دو کنگره ( حول انقلابی و ملی دانستن این ائتلاف و یا ضد انقلابی دانستن آن ) به اختلافات دامن زد . این کنگره در 23 ژوئیه 1920 برگزار شد .
5- در پلنوم دوم که همزمان با شکلگیری کمینترن و مباحثات دورن آن ، پیرامون موضع در قبال جنبشهای رهائیبخش و نقش بورژوازی ملی در آنها تشکیل شده بود ، تزهای معروف حیدر خان به تصویب رسید . عملا حزب به دو گرایش دارای برنامه مجزا منقسم شد ( برنامه حزب کمونیست ، رجوع شود به کتاب " انقلاب ایران وظایف پرولتاریا" ص 135 و یا اسناد دیگر در این باره )
6- با پیروزی خط مشی انقلابی ، حزب کمونیست با گسترش تشکیلات خود در داخل و شرکت در مبارزه نقش مهمی در ارتقای آگاهی و سازمانیابی طبقه کارگر ایران ایفا کرد، تشکیل اتحادیه ها ، سندیکاها و سازماندهی اعتصابات در سراسر کشور از جمله اقدامات حزب کمونیست بود .
7-در این دوره بورژوازی ملی همراه با خرده بورژوازی مرفه و اقشار مختلف جامعه روشنفکری ایران که در جنبش دوران مشروطیت شرکت داشتند در هراس از تعمیق جنبش توده ای و بمنظور سهیم شدن در قدرت سیاسی به دنباله روی از رضا خان پرداختند. در این زمان بخشی از رهبری حزب کمونیست نیز بدام فریبکاریهای امپریالیسم انگلیس و عوامل آنها افتادند . آنها در وجود رضا خان آن عنصر" دموکرات وملی" را می دیدند که با هدف کسب استقلال سیاسی و اقتصادی و ندای جمهوریخواهی وارد صحنه سیاسی شده بود . جناح اپورتونیست معتقد بود که " با وجود دولت رضا خان و با حمایت پرولتاریا و حزب کمونیست از آن نه تنها می توان مبارزه ضد امپریالیستی را پیش برد ، بلکه گذار مسالمت آمیز به سوسیالیسم نیز امکانپذیر است " . گرایش فکری که در همین زمان در حزب کمونیست شوروی نیز بوجود آمده بود . و در کمینترن نیز حول این موضوع مباحثه بود.
8- کنگره دوم حزب کمونیست در 1306 منعقد شد ، تداوم مباحثات در کمینترن که در آنجا اساسا نسبت به جنبشهای بورژوا ملی موضع رادیکالی اتخاذ شد ، از یکسو و تاجگذاری رضا خان ، تبدیل شدن وی به بزرگترین فئودال زمان خود ، گسترش سرکوب و .... منجر به تحکیم موقعیت کمونیستها در کنگره و مرزبندی با انحرافات گذشته شد . حزب در این زمان ، با ایجاد تشکلهای توده ای کارگران و سازماندهی حوزه های حزبی در مناطق کارگری نقش بسیار مهمی در تحولات کشور بازی می کرد.
9- اما رضا خان با تمرکز قدرت سیاسی به سرکوب عنان گسیخته جنبشهای کارگری و ترقی خواهانه اقدام و با تصویب قانون سیاه 1310 به سرکوب حزب کمونیست و تشکلهای کارگری پرداخت . فعالیت کمونیستی تا 1320 بکلی ممنوع اعلام گردید. این امر با انحرافات حزب کمونیست شوروی همزمان بود .
10- جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به ایران ، گذشته از تأثیرات منفی ، تأثیرات دیگری در ساختار اقتصادی اجتماعی ایران بر جای گذاشت . رشد صنایع داخلی طی این دوره به گسترش و قوام بورژوازی ملی از یکسو و طبقه کارگر از سوی دیگر انجامید . از مقطع 1320 که حکومت رضا شاه ساقط شد چندین سال فضای باز سیاسی به تشکیل احزاب ، اتحادیه های کارگری و گسترش مبارزه طبقاتی و ملی و غیره امکان داد . تشکیل حزب توده بر یک چنین زمینه ای صورت گرفت .
11- حزب توده محصول جنبش انقلابی و تکامل سازمانهای مارکسیستی نبود . نتیجه شرایط ویژه ای از اوضاع داخلی و بین المللی و حاصل تجمع افراد و عناصر نامتجانس از لحاظ ایدئولوژیک ، خصلت و ماهیت طبقاتی و اهداف مبارزاتی بود . مهمتر از آن بر اساس نیازهای جبهه های ضد فاشیستی و تحت تأثیر سیاست حزب کمونیست شوروی در این رابطه شکل گرفت و برنامه آن در مقطع تاسیس از برنامه اولین گروههای سوسیال دموکرات در دوران مشروطییت نیز عقب تر بود .
12- در این دوره حزب توده به بزرگترین حزب سیاسی ایران و خاورمیانه تبدیل شد. اما تفوق جهان بینی التقاطی ، بکار گیری اسلوب متافیزیکی در تمامی زمینه ها و انعکاس آن در برنامه و تاکتیکها ، رهبری حزب را در مقابل حوادث و جریانات روزمره خلع سلاح و به دنباله روی از حوادث سوق داد .
13- کودتای 28 مرداد ، شکلگیری دوباره ساختار متمرکز انحصاری دولتی که با سرکوب خونین جنبش کارگری و ترقیخواهانه همراه بود یک دوره رکود طولانی مدت را بر جنبش کارگری تحمیل نمود . علاوه بر آن تعمیق انحرافات و تحکم قدرت بوروکراسی در اتحاد شوروی تاثیرات زیانبار خود را بر جنبش کارگری ایران بر جای گذاشت و نقش بزرگی در شکست جنبش انقلابی وکارگری در این دوره و بوجود آمدن یک دوره رکود و گسست بیست ساله ایفا کرد .
14- تا اواخر دهه 40 بر زمینه اصلاحات ارضی و تفوق مناسبات سرمایه داری ، جنبش کارگری با وجود دیکتاتوری شاه مبارزات چندی را از سر گذرانده و در برخی موارد به دستاوردهایی نیز رسید .
15- در نتیجه رشد سرمایه داری و رفرمهای از بالای دولت در دهه چهل و سرازیر شدن میلیونها دهقان بسمت شهر ها و وارد شدن بخش زیادی از آنها در مشاغل کارگری مزید بر علت شد تا روحیات خرده بورژوازی سنتی و نگرشهای غیر ماتریالیستی و غیر طبقاتی در میان کارگران زمینه رشد یابند . طبقه کارگر نه تنها آماج جهانبینی غیر مارکسیستی توسط احزاب اپورتونیست بود ، بلکه اندیشه های مذهبی و روحیات دیر پای دهقانی با تمام عواقب خود بوسیله خیل دهقانان تازه پرولتر شده بدرون طبقه کارگر سرازیر شد و موانع زیادی در ارتقا آگاهی طبقاتی کارگران بوجود آورد .
16- بروز اختلاف در جنبش جهانی کمونیستی ، اختلاف بین چین و شوروی ، ناتوانی احزاب وابسته به قطب های اردوگاهی در پاسخ به مسائلی که به همراه رشد شتابان سرمایه داری در دهه 40 مطرح کرده بود ، گسترش صنایع و به تبع آن افزایش کمیت طبقه کارگر ، حل شدن برخی مسائلی که قبل از سلطه نظام سرمایه داری مطرح بودند ، همه و همه آن زمینه های عینی بودند که هم انشعابات متعدد را در احزاب قدیمی بوجود آورند و هم به شکلگیری احزاب و سازمان های جدید زمینه و میدان دادند .
17- تشکیل سازمانهای نظیر چریک های فدائی خلق ایران و سایر گروه ها و احزاب مشابه در پاسخ به این نیازها بود که با رشد و گسترش شتابان نظام سرمایه داری ضرورت عینی یافته بودند . سازمان فدائی با وجودیکه در پاسخ به نیاز جنبش طبقاتی و با هدف سوسیالیسم تاسیس شد و طی هشت سال مبارزه خونین از پشتیبانی طبقه کارگر و توده های مردم برخوردار گردید، اما بدلائل مختلف از جمله ساختار عینی اجتماعی و سطح تکامل جامعه ، وجود دیکتاتوری ، ترکیب عمدتا روشنفکری و فقدان برنامه ای پرولتری و .... عملا به محل تجمع عناصر گوناگون اجتماعی با اهداف و چشم اندازهای متفاوت و مبهم تبدیل شد . که تنها در شرایط رکود مبارزه طبقاتی میتوانست به حیات خود در چنین ساختار و اهدافی عموم خلقی ادامه دهد .
18- تشدید مبارزه طبقاتی و دریده شدن پوسته های پوپولیستی در جریان قیام و بعد از آن و انعکاس مبارزه طبقاتی در احزاب و جریانات سیاسی، سازمان فدائی را نیز به اجزای تشکیل دهنده خود تقسیم کرد و جنبش کمونیستی که امکان پیوند ارگانیک با طبقه کارگر و تشکیل حزب را بدست آورده بود اما در اختلافات خود گرفتار شد . بخشی از آن در حمایت از حاکمیت موجود کاملا موضع طبقاتی و انقلابی را ترک کرد. بخش دیگر که در موضع انقلابی قرار داشت در حالت پراکندگی ، مورد تعرض و سرکوب رژیم قرار گرفته و با عقب نشینی های مداوم و انشعابات متعدد عمدتا در خارج از کشور به حیات خود ادامه داد .
19- بعد از فرو نشستن گرد و خاک ناشی از فروپاشی اتحاد شوروی ، کمونیسم و سوسياليسم انتقادی در سطح جهان بشکفتن آغاز کرده است و بار دیگر شبح کمونیسم ، کمونیسمی که از شکست و پیروزیهای خود درس فراوان گرفته است ، خواب از چشمان سرمایه داری ربوده است . این کمونیسم و سوسياليسم در کشور ما نیز با نقد گذشته خود به دوران شکوفائی قدم میگذارد ، عناصر آن در میان پیشروان جنبش کارگری و فعالین جنبش کمونیستی-سوسياليستي صرف نظر از تعقلات تشکیلاتی شکل می گیرد . پیوند اجزا و عناصر این نهضت فکری و گسترش آن بویژه در درون جنبش کارگری ، زمینه وحدت جنبش کمونیستی-سوسياليستي و تشكيل حزب متحد انقلاب سوسياليستي را اجتناب ناپذیر می سازد .


|